نانو فناوری


نانو فناوری از فرآیند تصفیه نفت هم بی‌ضررتر است
گروهی از پژوهشگران با مطالعاتی که بر روی مقایسه اثرات زیست محیطی نانو فناوری و دیگر فناوری‌های کنونی داشتند به این نتیجه رسیدند که فرآیندهای تولید نانو موادی مثل کوانتوم داتها (Quantum dots) ، نانو لوله‌های کربنی و باکی بال‌ها(Bucky balls= یک فولرن Fullerene C60 کروی که یک شکل بسیار باثبات از کربن خالص است و از در کنار هم قرار گرفتن متناوب پنج ضلعی و شش ضلعی‌هایی ساخته شده است) نسبت به فرایندهای صنعتی مثل تصفیه نفت، دارای خطرات کمتری برای محیط زیست هستند. در مورد نانولوله‌ها و نانوذرات آلوموکسان (Alumoxane)، خطرات تولید آنها آنقدر اندک است که می‌توان آنها را با فرآیندهایی مثل تولید آسپرین یا شراب مقایسه کرد. این تحقیق که در شماره ماه نوامبر نشریه Environmental Science and Technology چاپ خواهد شد به مقایسه خطرات زیست محیطی تولید پنج نانو ماده (نانو لوله‌های کربنی تک جداره، باکی بال‌ها، کوانتوم دات‌های سلنید روی [Zinc Selenide]، نانو ذرات آلوموکسان و نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم) با خطرات تولید شش محصول روزمره (ویفرهای سیلیکونی [Silicon Wafers] ، شراب، پلاستیک فشرده، باتری‌های اسیدی ـ سربی ماشین‌ها، نفت تصفیه شده و آسپرین) می‌پردازد. Mark Wiesner که استاد مهندسی شهرسازی و محیط زیست در دانشگاه رایس (Rice) و یکی از محققان این گروه است، می‌گوید که اطلاعات زیادی در مورد تاثیرات نانو مواد بر روی موجودات زنده و اکوسیستم‌ها وجود ندارد ولی مطالب زیادی در باره ویژگیهای مواد مورد استفاده در ساخت نانو مواد در دست داریم. وی می‌افزاید که هدف آنها از این تحقیق، تخمین اولیه اثرات زیست محیطی تولید نانو مواد بوده است. که این گروه امیدوار است که با انجام این تحقیق بتواند پایه‌ای برای توسعه مسؤلانه و بی‌ضرر صنعت تولید نانو مواد پی‌ریزی کند. در این تحقیق، محاسبه دقیقی از میزان مواد مصرفی، مواد تولیدی و مواد دفعی هر فرآیند صورت گرفت. سپس برای هر فرآیند، خطرات را بصورت کیفی و بر مبنای فاکتورهایی مثل سمیت، آتش‌زا بودن و پایداری در محیط، مورد سنجش قرار دادند. این گروه با استفاده از دستورالعمل‌ تهیه شده توسط شرکت بیمه XLدر زوریخ ، سه نوع خطر را باری هریک از یازده فرآیند مورد مطالعه در نظر گرفتند: خطر حوادث، که به حوادث احتمالی در حین فرآیند می‌پردازد؛ خطر علمیات‌های عادی، که به مواد دفعی می‌پردازد؛ و خطر آلودگی‌های بعدی، که به آلودگی‌های احتمالی در درازمدت می‌پردازد. بنا به گفته Wiesner ، در مورد اغلب فرآیندهای نانو خطرات حوادث قابل مقایسه یا کمتر از خطرات فرآیندهای غیرنانویی می‌باشد. یعنی اینکه خطرات ناشی از تولید مواد نانو تفاوت چندانی با خطرات فناوریهای کنونی ندارد. خطرات عادی علمیاتی فرایندهای تولید نانو لوله‌ها و آلوموکسانها با خطرات تولید شراب و آسپرین قابل مقایسه است در حالیکه خطرات باکی بال‌ها، کوانتوم دات‌ها و دی اکسید تیتانیوم با خطرات عملیاتی تولید ویفرهای سیلیکونی و باتری ماشین برابر می‌کند. ضمنا خطرات عملیاتی تولید پلاستیک و تصفیه نفت بیشتر از خطرات عملیاتی تولید همه نانو مواد می‌باشد. خطرات آلودگی‌های بعدی در تولید همه نانو مواد به استثنای باکی بال‌ها با خطرات آلودگی بعدی در تولید ویفرهای سیلیکونی، شراب و آسپرین برابری می‌کند. خطرات آلودگی بعدی باکی بال‌ها با خطرات تولید پلاستیک و باتری ماشین برابری می‌کند ولی بسیار کمتر از خطرات تصفیه نفت است. پیش‌بینی خطرات احتمالی ناشی از تولید نانو مواد جدید در آینده بسیار دشوار است ولی در وضعیت کنونی می‌توان به این نتیجه رسید که خطرات زیست محیطی ناشی از تولید نانو مواد تفاوت چندانی با بسیاری از صنایع گسترده کنونی مثل ساخت پلی اتیلن با مواد دارویی ندارد.

» ادامه مطلب

تک رقصندگان کائنات


تک رقصندگان کائنات

در سال 1951 شواهدی به دست آمد که رقصندگان آواره ای مشغول نمایش های تک نفره در گستره فضای میان کهکشانی (فضای بین کهکشان ها) هستند ؛ فضایی که تصور می شد صرف نظر از ملکول های اتفاقی و پراکنده گاز و غبار خلأ است. یک اختر شناس سوئیسی به نام فریتز زوییکی گزارش داد که در تصاویرش از خوشه ای از هزاران کهکشان، به نام خوشه گیسو که حدود 350 میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، نوری محو دیده می شود که از خود کهکشان ها ساطع نمی شود. او چنین نظر داد که این نور متعلق به ستاره هایی است که از خوشه رها و به فضای میان کهکشانی پرتاب شده اند.
زوییکی، که همیشه نظریه های عجیب و غریبی از اختر شناسی ارائه می کند که اتفاقا بیشتر اوقات درستی شان ثابت می شود، نتوانست همتایانش را در این مورد متقاعد کند. آنها بر این باور بودند که تصاویر او به علت تغییرات در حساسیت صفحه های عکاسی خراب شده اند.

این موضوع باقی ماند تا اوایل دهه 1970 که کامپیوترهای سریع و پر قدرت در دسترس قرار گرفتند و اخترشناسان از آنها برای شبیه سازی آنچه در تصادم کهکشان ها رخ می دهد استفاده کردند. شبیه سازی ها با اطمینان نشان می دهند که کهکشان های عضو یک گروه یا خوشه کهکشان ها به وسیله کشش گرانشی متقابل قدرتمندشان پس زده میشوند و سرانجام چند تا از آنها با هم برخورد می کنند و کهکشان هایی با اشکال عجیب، معمولا بیضوی، تولید میکنند.
درکمال شگفتی، در طی تصادم تعداد محدودی از ستاره های کهکشان های برخوردی باهم برخورد می کنند چون فضای میان ستاره ای (فضای بین ستاره ها) آنقدر وسیع است که آنها معمولا فقط اثر کشش گرانشی متقابل یکدیگر را از دور حس می کنند و اگر به هم نزدیک شوند ممکن است در مدارهایی به دور یکدیگر بیفتند یا پیش از تصادم از کهکشان بیرون پرتاب شوند.
تلسکوپ فضایی هابل نماهای نزدیکی از چند کهکشان برخوردی گرفته است که نشان میدهد در جریان تصادم، ستاره های بسیاری متولد می شوند چون موج ضربه های تصادم باعث فشردگی گاز میان کهکشانی میشود.
یکی از این کهکشان ها، کهکشان آنتن در واقع نمای دو کهکشان در میانه تصادف به همراه دو رشته از ستاره هاست که از دو سو بیرون زده اند. در حقیقت در سال 1996، شبیه سازی های مشابهی نشان داد که حتی برخی ستاره ها در لبه دو کهکشان که با فاصله دور و با سرعت زیاد از کنار هم میگذرند به فضای میان کهکشانی پرتاب می شوند. این واقعه ای است که باید در خوشه های پر جمعیت و فشرده، همچون خوشه کهکشان سنبله، رخ دهد.
کشف تک رقصندگان کائنات
مندز، کودریتزکی و گروه اخترشناسان همراهشان تصمیم گرفتند نور این سحابی ها را تجزیه و تحلیل نموده تا سرعتشان را محاسبه کنند که ممکن بود به میزان پراکندگی ماده تاریک در M86 رهنمونشان کند. وقتی داده ها را تحلیل می کردند متوجه شدند که سه سحابی بیش از حد سریع، و در جهتی حرکت می کنند که به نظر می رسد متعلق به M86 نیستند. آنچه موجب شگفتی شان شد این بود که دریافتند این سحابی ها در فضای میان کهکشانی خارج از M86، و نه در فضای میان ستاره ای داخلش قرار دارند.
در همین حال، اخترشناسان اهل توسان انگلستان که به رصد سحابی سیاره نمایی در M86 ، کهکشان بیضوی غول پیکر دیگری در خوشه سنبله، مشغول بودند متوجه شدند که بیشتر آنها درخشان تر از آن اند که انتظار داشتند. پس از چند ماه برایشان روشن شد که این ها می بایست نسبت به بقیه بسیار نزدیک تر به زمین باشند – آنها می بایست در فضای میان کهکشانی قرار داشته باشند.
کمی بعد اخترشناسان موسسه تلسکوپ فضایی گزارش دادند که با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل حدود 600 ستاره غول سرخ (ستاره های پیری که هنوز موادشان را فوران نکرده اند یا منفجر نشده اند ) را در فضایی خالی در آسمان نزدیک M86 یافته اند.
پس از اینکه اخترشناسان انگلیسی اعلام کردند که آنها هم ده سحابی سیاره نما در فضای میان کهکشانی خوشه کور، در گوشه ای دیگر از عالم یافته اند، دیگر شکی نبود که بی شمار ستاره های درخشان و بقایای تعداد بیشتری ستاره مرده در این بخش فضا پراکنده اند، البته این که دقیقا این مقدار بی شمار چقدر است هنوز مطمئن نیستیم.
رصد بخش های مختلفی از فضای میان کهکشانی خوشه سنبله نشان داده که جمعیت غول های سرخ و سحابی ها در بعضی قسمت ها کمتر از بخش های دیگر است. بنابراین، تخمین جمعیت کلی ستاره های میان کهکشانی در کل خوشه فقط بر اساس چند رصد محلی امکان پذیر نیست. افزون بر این، تخمین جمعیت همه انواع ستاره ها با شمارش غول های سرخ و سحابی های سیاره نما مثل این است که جمعیت شهری را از روی افراد پیر و سنگ قبرهای قبرستان شهر تخمین بزنیم. با این همه، اخترشناسان جمعیت ستاره های فضای میان کهکشانی یک خوشه از کهکشان ها را حدود 20 تا 100 درصد جمعیت ستاره های کهکشان های آن خوشه تخمین می زنند.
نوشته شده توسط خانم شیما نامی
» ادامه مطلب

تصویر بسایر زیبای ایستگاه فضایی در مقابل ماه


ایستگاه فضایی بین‌المللی در ارتفاع 400 کیلومتری از سطح زمین به دور سیاره مادری در گردش است و شبانگاهان می‌توان آن را به شکل نقطه‌ای نورانی مشاهده کرده که به آرامی از غرب به شرق آسمان را درمی‌نوردد.
اما بعضی وقت‌ها پیش می‌آید که این ابزار بزرگ که هم‌اکنون وسعتش از یک زمین فوتبال هم فراتر رفته، از مقابل ماه یا خورشید بگذرد و چشم‌اندازی جالب را پدید آورد.
این تصویر نیز به هنگام عبور ایستگاه فضایی بین‌المللی از مقابل ماه گرفته شده است.


» ادامه مطلب

نسل جدید ذرات


دو تیمی که در آزمایشگاه بین المللی شتاب دهنده ذرات Tevatron واقع در باتیویا کارمی کردند٬ نشانه هایی از نسل جدید ذرات بنیادی پیدا کرده اند که می تواند به سه نسل قبلی که تاکنون می شناختیم اضافه شود. اما این ذرات جدید چه چیز خاصی میتوانند داشته باشند؟
اگر این ذرات واقعا وجود دارند باید درباره معمای چندین ساله ای که چگونه جهان در نخستین لحظات خود بعد از انفجار بزرگ از خودویرانگری اجتناب کرد توضیحی داشته باشند. در ابتدا گزارشی از آنچه تاکنون میدانیم به این شرح داریم. هر یک از سه نسل معلوم ماده دربرگیرنده دو نوع ذره بنیادی به نامهای کوارک و لپتون است. لپتونهای نسل اول شامل الکترون و نیوترینو (نوترون خودی یا مانوس) هستند.
اولین نسل ماده میتواند هرچیزی را که ما در زندگی روزمره مان با آن مواجه می شویم شرح دهد. به عنوان مثال هسته های اتمی از پروتون و نوترون ساخته شده اند که هر کدام به تنهایی از کوارکهای صعودی و نزولی تشکیل یافته اند.
دومین و سومین نسل معرفی شدند تا دوجین های متنوع ذرات بی دوام درون اتمی را توضیح دهند که در آثار مخرب برخورد ذرات تشخیص داده شده بودند.
هر یک از این دو نسل شامل یک جفت کوارک (که بسیار سنگین تر از نسل اول بوده ) و نیز muon و tau ، گونه های سنگین الکترون می باشند. علاوه بر این هر یک دارای نیوترینوی مربوط به خود هستند.
نسلهای جدید ماده تمایل داشتند تا هر 30 یا 40 سال یکبار ظاهر شوند که آخرین بار این اتفاق در سال 1975 رخ داد یعنی زمانیکهtau کشف شد . Amarjit Soni از لابراتوار ملی Brookhaven در Upton, New York چنین می گوید: پیش از این ما سه نسل دیده ایم و سوال اینجاست که چرا چهار تا ندیده ایم؟
او می گوید: نسل چهارم باید دنباله ساده ای از این روند باشد که تاکنون دیده ایم.
اکنون نشانه های این نسل چهارم در سوابقی از شتاب دهنده Tevatron ظاهر شده است که پروتون ها و آنتی پروتون ها را با هم خرد میکند.
محققان بخش ردیابی CDF در Tevatron در ماه مارس آثار باقیمانده از تصادمات را بخوبی جستجو کردند که در آنجا بین ماه مارس 2002 و 2009 ایجاد شده بود. آنها در جستجوی نشانه هایی از کوارک نسل چهارم بودند که سنگین تر از کوارک های سه نسل دیگر باشد.
دلیل اینکه چرا این کوارک در آزمایشات پیشین دیده نشده بود چنین شرح داده می شود که هر چقدر ذره سنگین تر و غلیظ تر باشد انرژی بیشتری برای ساخت آن مورد نیاز است و برخوردها در آزمایشات قبلی مستلزم انرژی خیلی کمتری برای تولید چنین موجود بزرگ و عظیمی بود.
 




                                                                    مرکز تحقیقات و کنترل شتاب دهنده

یک کوارک سنگین نسل چهارم هنگامی که تنزل می کند انرژی بسیار زیادی رها می سازد و در بین سایر ذرات muon های بسیار فعالی تولید می کند. سه نسل دیگر ماده هم این فراورده های پوسیده را تولید می کنند و برآوردها اشاره بر این دارند که این سه نسل باید برای دو رویداد تنزل در بالاترین انرژی محاسبه شوند که در آزمایش مورد سنجش قرار گرفته است. اما تیم CDF هشت رویداد را مشاهده کردند یعنی مازادی که اشاره به کوارک نسل چهارم دارد.
نشانه های کوارک جدید در فراورده های پوسیده شتاب دهنده برخورد ذرات Tevatronظاهر شده اند. اما این فزونی بقدری جزئی است که نمی تواند ضربه موفقیت آمیز آماری باشد٬ از اینرو تیم نمیتواند ادعا کند که علائمی از نسل چهارم دیده است. John Conway یکی از بانیان این تحقیق و بررسی از دانشگاه کالیفرنیا در Davis اظهار می کند که ادعاهای خاص و غیر عادی نیاز به مدارک و شواهد غیر عادی نیز دارد.


                                             نمایی از ساختمان درونی شتاب دهنده

با این وجود هیچکس حاضر به منفصل کردن این فزونی نیست.Stephen Martin از دانشگاه Northern Illinois در Dekalb که عضوی از این تحقیق و بررسی نبود چنین می گوید: این بقدری جالب است که ما به چشم داشت و تجزیه و تحلیلات آتی توجه خواهیم کرد چون اگر کوارک [نسل چهارم] براستی وجود داشه باشد همه چیز بسیار مهیج خواهد شد.
اگر چه اهمیت فزونی CDF مورد بحث قرار می گیرد اما DZero٬ گواه تازه ای از دیگر ردیاب اصلی Tevaron٬ اثر و نشانه ممکن متفاوتی از نسل چهارم نشان می دهد که منفصل کردن آن دشوارتر است.
تجزیه و تحلیل جدید برخوردهای پروتون-آنتی پروتون در DZero فراورده های پوسیده ای را بنیان نهاد که بطور غیرمنتظره ای نامتوازن بودند. تا حدودی اکثر muon ها نسبت به antimuon ها نقطه مقابل ضدماده هایشان را ایجاد می کنند.
Soni می گوید: اگر این تائید شود٬تبدیل به اکتشاف بینهایت مهمی می شود و انعکاس بسیار مهمی برای کل فیزیک ذرات خواهد داشت. این نتیجه با مدل استاندارد فیزیک ذرات یعنی بهترین تئوری که ما تاکنون دنیای درون اتمی را با آن شرح داده ایم مغایرت دارد.




       این مدل تفاوت بسیار جزئی را بین تعداد ذرات ماده و ضدماده پیش بینی می کندکه در برخوردها حدود 40/1 ام برابر آنچه که DZeroواقعا مشاهده می کند تولید میکند. بنظر می رسد که عامل جدید و نامعلومی در اینجا نقش داشته باشد.
برخی از فیزیکدانان قبلا خاطر نشان کردند که چهارمین نسل ذرات می تواند تعادل ماده- ضدماده را در نوع فرایند مشاهده شده درDZero متوازن کند.
این عمل چگونه اتفاق می افتد؟ قوانین خارق العاده مکانیک کوانتوم به ذرات مجازی اجازه میدهند تا مختصرا به وجود آیند و اگر کوارک های نسل چهارم در DZero از این طریق رخ دهند ٬می توانند با ترتیب طبیعی وقایع مداخله کنند که این ذرات در آزمایش تنزل کرده اند. برای مثال جفت های کوارک که دربرگیرنده پایه های نسل سوم است معمولا با مجمو عه ای از واکنشهایی که moun ها و antimuonها را تولید می کند مورد بحث قرار می گیرد. کوارک نسل چهارم می تواند با این فرایند مداخله کند و تعادل معمول بین تولید ماده و ضدماده را به هم بریزد و نتایج را به نفع ماده تحریف کند.
اگر بی نظمی در DZero بر اثر ذرات نسل چهارم باشد ٬ استنباط ها عمیق و بنیادی خواهند بود. فیزیکدانان برای چندین دهه در این حقیقت متحیر مانده اند که دنیائی که ما آنرا می شناسیم اصلا وجود ندارد.
                                                





بر اساس مدل استاندارد٬ ماده و ضدماده٬ تقریبا باید به میزان مساوی از انرژی فراهم شده در اوایل جهان متراکم می شدند. از آنجاییکه ماده و ضدماده در تماس با هم یکدیگر را خنثی می کنند٬ بسیاری از هر دو نوع ماده سریعاً نابود می شوند و دریای سترونی از تشعشعات باقی می گذارند که تقریباً بطور کامل تهی از ماده ای است که مورد نیاز برای ساخت ستاره ها٬ کهکشان ها و سیارات می باشد. آگر این اتفاق به وضوح نیافتاد ٬ بنابراین باید چیزی میزان تولید برای ماده را بالا برد و مازادی را باقی گذارد تا وضعیت شدید نابودی را سپری کند و باعث بوجود آمدن جهان شود.
چهارمین نسل ذرات می تواند توضیح دهد که چگونه ماده برای بوجود آوردن ستاره ها و کهکشان ها باقی می ماند.
اگر کوارک های چهارمین نسل مسئول برهم زدن این تعادل باشند٬ پس ما بدون آنها نمی توانیم وجود داشته باشیم. George Hou از دانشگاه ملی تایوان در تایپه می گوید: برای من این نشانه ای از تنها انگیزه مهم برای موجودیت [چهارمین نسل] می باشد. وی افزود: ما شاید با یک بسط انحصاری از نسل سوم تا چهارم ٬ عدم تقارن کافی برای توضیح اینکه چگونه ماده در اوایل جهان از نابودی زنده مانده است را داشته باشیم.


اگر چه عدم تقارن Dzero با موجودیت چهارمین نسل تناسب دارد اما آنرا ثابت نمی کند. همچنین امکان تولید عدم تقارن ماده وضدماده در تئوری هایی است که سعی دارند فیزیک ذرات را با مطرح کردن ابعاد زائد پنهان شرح دهند٬ همینطور در فراتقارن یعنی تئوری ای که در هر کدام ذره در هر سه نسل شناخته شده ماده است و آنهایی که حامل نیرو هستند شریک پرزورتری دارند.
ذرات چهارمین نسل نیز می توانند به توضیح مبداء ماده تاریک کمک کنند که بنظر می آید بیشترین حجم جهان را تشکیل می دهد.راه حل برای این اندیشه نیوترینو غلیظ می باشد. مانند نیوترینوها در همه نسلهای دیگر ذرات٬ این یکی با نیروی الکترومغناطیسی فعل و انفعال داخلی ندارد تا آنرا شفاف و آشکار سازد و ازاینرو نامرئی می باشد.
درحالیکه سه نیوترینو شناخته شده دیگر برای محاسبه کسر مفاد ماده تاریک بسیار کم وزن هستند ٬ نیوترینوهای غلیظتر چهارمین نسل باید قادر به انبوه شدن با همدیگر باشند و بذرهای کهکشان ها را تشکیل دهند.


با اینحال این اندیشه همچنان با دشواری هایی روبه رو می بود چراکه اولاً نیوترینوی غلیظ معمولاً در کسر ثانیه ای به ورژنی سبک تراز نسل دیگر تنزل کرده٬ بنابراین هیچیک از نیوترینوهای غلیظ از جهان اولیه نباید باقی می ماندند تا ماده تاریک را تشکیل دهند که ما فکر می کنیم امروزه موجود می باشد. فیزیکدانان باید روشی مطرح می کردند تا توضیح دهند که چگونه یک نیوترینو غلیظ برای بیلیون ها سال پس از انفجار بزرگ پایدار مانده است.
خوشبختانه Large Hadron Collider در CERN قادر به توضیح این چیزها بود. اکنون ذرات بهم خورنده با انرژی ترکیب شده 7 تراالکترون ولت وجود دارد که برخورد های Tev Tevatron2 را از حرکت بازمی دارد.
با قدرت اضافی داده شده برای LHC کشف کوارک چهارمین نسل با حجمی بالغ بر 450 GeV نباید زیاد طول بکشد. مارتین می گوید: آزمایشات LHC قادر به حل قطعی این معما خواهد بود.


» ادامه مطلب

حل المسائل کنترل اگاتا ویرایش5 (2010)

توجه: برای باز کردن فایل به نرم افزار نیاز دارید
برای باز کردن فایل به نرم افزار نیاز دارید
(winzip)

دانلود


منبع:http://iran-eng.com

» ادامه مطلب

dictionary

به اشتراک بگذارید